ثبت نام و دریافت رژیم غذایی راهنمای ثبت نام 32143-025

تاریخچه برنامه غذایی به اندام دکتر کرمانی

دکتر کرمانی از تجربه های کاهش وزن خود می گوید:


در سال 1371 وزنم به 108 كيلوگرم رسيد و به دنبال آن، فشار خونم افزایش یافت.

دو سال بعد از این تاریخ، باز هم به علت اضافه وزنی که داشتم، متوجه علايم نارسايی قلبی شدم و علاوه بر مصرف قرص های فشار خون، استفاده از قرص های نارسايی قلبی را نيز شروع كردم.

مطب من در طبقه سوم ساختمان و بالا رفتن از پله ها برایم کار سخت و دشواری بود، طوری که به نفس نفس زدن می افتادم و این اصلا نشانه خوبی نبود.

روزی به خود آمدم و ديدم 47 سال دارم و سه نشانه از عوارض چاقی در من ظاهر شده است: فشار خون بالا، نارسایی قلبی، نارسایی تنفسی.

با این شرایط، اگر مي خواستم با 108 كيلو گرم وزن پيش بروم، زمانی نمي گذشت كه علاوه بر از دست دادن سلامتی، گرفتار مشكلات ديگری نيز مي شدم.

روزهای اول رژیم غذایی همیشه بعد از غذا خوردن احساس گرسنگی داشتم.

به همین دلیل، تصمیم جدی گرفتم که وزنم را كاهش دهم.

پس به مطالعه ی دانش تغذيه و روش های سالم كاهش وزن روی آوردم.

به دست آوردن روش های صحیح تغذیه و تهیه ی یک برنامه ی غذايی مناسب، چندین ماه به طول انجامید.

برنامه ای که تهیه کرده بودم را در اختیار همسرم قرار دادم و قرار گذاشتم رژيم غذايی تازه ای را شروع كنم.

ظهر همان روز با خستگی ناشی از کار روزانه، از مطب به منزل برگشتم و دیدم همسرم سفره ناهار را آماده کرده و غذای مرا كنار سفره گذاشته است.

غذای من خیلی کم بود اما چاره‌ای نداشتم چون این تصمیم خودم بود!

دقايقی نگذشت كه غذايم تمام شد ولی هنوز احساس گرسنگی مي كردم و ميل شديد خوردن رهايم نكرده بود.

از يك سو چشمم به ته‌ديگ برشته ی سر سفره دوخته شده بود كه از غذاهای ممنوع برنامه ی غذايي‌ام به شمار مي رفت و از سوی ديگر ژن ها و داد و فريادهای معده به من نهيب مي زدند: بخور، بخور! به شدت تحريك شده بودم!
نفس، مرا به ادامه ی خوردن دعوت مي كرد و عقل فرمان كنار كشيدن مي داد.

روز اوّل برنامه ی غذايیم به این شکل گذشت.

از خودم دلخور بودم و احساس ناراحتی مي كردم چون به برنامه ی غذايی ام، به درستی عمل نكرده بودم.

روز دوّم كه به خانه برگشتم، از برنج خبری نبود. دلمه داشتيم و طبق دستور، تعدادی در بشقابِ كنار سفره برايم گذاشته بودند.

با دو كفِ دست نان، غذا را خوردم ولی همچنان میل به غذا خوردن داشتم.

به این اميد، سر سفره ماندم كه غذای يكی از بچه ها اضافه بيايد تا به بهانه ی جلوگيری از اسراف، آن را بخورم!

منتظر ماندم تا يكی از فرزندانم دست از غذا كشيد و عقب نشينی كرد.

گفتم: غذايت را تمام كن. گفت: سير شده‌ام.

فوراً بشقاب را با شوق به طرف خودم كشيدم و آن را به قول معروف «حلال» كردم.

خلاصه، هفته ی اوّل را به همين صورت گذراندم.

نتايج به دست آمده نشان مي داد كه تقريباً 50 درصد موفق شده بودم اما دليل دست نیافتن به موفقيت كامل برايم روشن بود.

اراده ی من ضعيف تر از وسوسه ها و فرمان های بخور بخور شكم بود! چه بايد مي كردم؟!

هرچه فكر كردم ديدم هيچ راه حلی ندارم جز اين كه اراده ی خود را تقويت كنم .

اين كار، نشدنی بود، مگر با قَسَم خوردن كه به آن اعتقاد داشتم. به همين خاطر قَسَم خوردم.

قَسَم شرعی: به خداوند عظيم قسم می خورم كه به برنامه ی غذايی نوشته شده عمل مي كنم و هيچ غذای ديگری نمي خورم.

در غير اين صورت پنجاه هزار تومان به فقرا مي دهم.

20 کیلو کاهش وزن در مدت چهار ماه

برای افزايش ميزان موفقيت خود تصميم گرفتم سر سفره‌ای كه باعث تحريك اشتهايم می شود ننشينم.

يك سينی مخصوص بيمارستان خريدم و آن را به عنوان سفره ی جديد در اختيار همسرم قرار دادم.

موقتاً جايی را نيز در خانه برای خود انتخاب كردم كه چند متری از سفره خانواده دور باشد.

نمي خواستم ديدن غذا باعث تحريكم شود. دست آخر به فكر افتادم روش پلو خوردنم را نيز تغيير دهم.

قبلا فكر می كردم اگر با دست بخورم، سه چهار لقمه بيشتر نمی شود و اگر با قاشق معمولی بخورم، هفت تا هشت قاشق می شود.

برای اين كه از خوردن، احساس رضايت بيشتری كنم از همسرم خواستم هميشه برايم قاشق چای خوری بگذارد.

پس از دو هفته از اجرای اين تغييرات پنج گانه در روش خوردن خود، متوجه شدم كه موفقيتم در پيروی از برنامه، صد درصد بوده است.

من توانسته‌ام در دو هفته اول 5 كيلو و200 گرم از وزن خود را كم كنم.

چهارماه نگذشته بود كه وزنم از 108 كيلوگرم به88 كيلوگرم رسيد.

موفقيت خود را مديون رعايت پنج نكته ی ظريف ولی مهم مي دانستم:

  • داشتن برنامه ي غذايی دقيق
  • اجرای برنامه با كمك عواملی مؤثر همچون قسم خوردن و تعيين نذر
  • جدا بودن از سفره ی خانواده برای بستن راه وسوسه های شكم
  • استفاده ‌از ظرف و مكان مخصوص برای غذا خوردن
  • استفاده از قاشق كوچك

البته طی اين چهارماه، فقط در دو هفته ی اول رغبت بسياری به خوردن داشتم، چون برخلاف عادت سال های گذشته عمل مي كردم.

اين در ابتدا كمی سخت مي نمود ولی وقتی در دو هفته نتيجه‌ی خوبی به دست آوردم، با علاقه، پشتكار و اشتياق بيشتری به كار ادامه دادم بدون آن كه احساس ناراحتی كنم.

دستاوردهای کاهش وزن دکتر کرمانی

در پايان سال 1374 به وزن دلخواهم رسيدم.

اولين دستاورد كاهش وزن، اين بود كه فشار خونم پایين آمد و نشانه های نارسايی قلبي‌ام، كاملاً برطرف شد.

آن گاه بود كه قرص های فشارخون و نارسايی قلبی را كنار گذاشتم و زندگی معمولی خود را با سلامتی و شادابی ادامه دادم.

احساسات و فعاليت هايم نشان مي داد كه حداقل ده سال جوان تر شده‌ام.

اكنون از بيماری نجات يافته بودم و بدون نفس نفس زدن، به راحتی تا طبقه سوم، از پله ها بالا مي رفتم.

در اين زمان بود كه به فكر افتادم چرا اين كار را برای بيمارانی که اضافه وزن دارند، اجرا نكنم؟

از اين رو شروع به اجرای برنامه كردم و تعدادی از بيماران چاق با عمل به برنامه ی غذايی من، لاغر شدند.

به این ترتیب، تعداد افراد چاق مراجعه كننده روزبه روز افزايش يافت.

غذاهای افراد و مقدار كالری لازم برای هر يك از آن ها با یکدیگر تفاوت داشت و براساس مشخصات پنج گانه ی آن ها تنظيم مي شد كه عبارت بود از:

  • وزن
  • قد
  • جنس
  • سن
  • ميزان فعاليت

ابتدا فقط 3 برنامه ی غذايی با كالري های مختلف داشتم ولی بعد توانستم آنها را به 12 برنامه ی غذايی افزايش دهم.

وقتی افرادی با چاقی مفرط و وزن های بالا مراجعه كردند، تعداد برنامه های غذايی رابه 24 ، سپس به 33 و سرانجام به 54 برنامه رساندم که كار آسانی نبود.

نخستین برنامه رایانه ای جامع تغذیه در جهان توسط دکتر کرمانی

انتخاب برنامه ی غذایی به محاسبات طولانی نياز داشت و برای اين كه بتوانم برنامه ی مناسبی برای تك تك مراجعه كنندگان تهيه كنم، مجبور شدم محاسبات بسيار سخت و پرمشقتی انجام دهم و وقت زيادی صرف كنم.

همچنین پس از کاهش وزن افراد، بايد تغييراتی را در برنامه ی غذايی ام ایجاد می کردم.

برای حل اين مشكل و آسان كردن كار، مجبور شدم از رایانه برای انتخاب برنامه و تغييرات آن استفاده كنم ولی چون فرمول رياضی خاصی برای اين برنامه در دسترس نبود، برای اولين بار در جهان توانستم با كشف چند فرمول رياضى، برنامه ی تغذيه را نرم افزاری كنم.

اين افتخار بسیار بزرگی بود كه توانسته بودم با اين كار، گامی هرچند كوچك در راه سربلندی ملت مسلمان و كشور جمهوری اسلامی ایران بردارم.

چون اكثر افراد چاق از دانش تغذيه اطلاعی نداشتند، برای راهنمايی آنها كلاس تغذيه چهار ساعته برگزار کردم.

موفقیت 61درصدی در اجرای برنامه رژیم لاغری دکتر کرمانی

بعد از اجرای برنامه، طولی نکشید که مراجعين با موفقيتی باور نكردنی به آرزوی ديرينه ی خود رسيدند و به وزن و اندامی متناسب دست یافتند.

با پشتكاری بي‌وقفه توانستم ركوردهای جهانی به دست آمده در رژيم های لاغری را يكی پس از ديگری پشت سر بگذارم.

در اثبات اين مدعا كافی است بدانيد؛ بهترين مراكز لاغری دنيا در آمريكا برای كاهش وزن، ركورد موفقيت 29% را به خود اختصاص داده‌اند ولی من توانسته بودم

در كلينيك تغذيه ی خود، براساس آمار دقيق رایانه ای موجود، ميزان موفقيت در اجرای برنامه ی رژيم لاغری را در بيش از ده هزار فرد چاق به 61% برسانم.

اين موفقيت، دويست‌ درصد بالاتر از موفقيت بهترين مراكز تغذيه ی دنيا بود.

بعد از موفقيت چشم گير به‌دست آمده، نوشتن برنامه ی تغذیه ی رایانه ای مخصوص كودكان چاق را آغاز کردم.

به دليل وجود تعارض شديد ميان رشد هورمونی بدن و كاهش وزن آنها، كشف فرمول های جديد برای برطرف كردن اين مشكل، كاری بس دشوار بود ولی سرانجام توانستم برنامه‌ای بنويسم كه با اجرای آن به موفقيت بي نظيری در درمان چاقی كودكان دست يابم.

در مرحله ی بعدی به نوشتن تحلیل رایانه ای برنامه ی مخصوص لاغرها پرداختم و با ياری خداوند توانستم آن را نيز با موفقيت كامل به پايان برسانم و چندين هزار فرد لاغر را برای رسيدن به تناسب ميان وزن و قدشان پذیرفتم.

آمار رایانه ای نشان مي داد که توانسته‌ام با محاسبه ی اضافه وزن 750 گرمی در ماه برای هر شخص لاغر، به موفقيت %167 دست پیدا کنم.


ثبت نام رژیم اینترنتی به اندام دکتر کرمانی
-