ثبت نام و دریافت رژیم غذایی راهنمای ثبت نام 32143-025

رژیم و غذاهای نوروز

دکتر کرمانی

هر ساله تعداد مراجعین دفاتر تغذیه در سراسر ایران از فروردین ماه، سیر نزولی به خود می گیرد. این کاهش، از 15 اسفند تا 14 فروردین به اوج خود می رسد و تقریبا همه چیز تعطیل می شود.

هر ایرانی دلیل این اتفاق را می داند و فهمیدنش آن قدرها هم نیاز به فکر کردن ندارد: قرار گرفتن در آستانه سال نو و نوروز، دید و بازدیدها و مخصوصا غذاهای آن که با هر موقع دیگر متفاوت است. مهمانی های نوروزی سرشار از غذاهای رنگارنگ، شیرینی های پر کالری، پسته های 70 هزار تومانی، گیلاس های برزیلی 100 هزار تومانی و گلابی های آفریقایی 120 هزار تومانی است که هیچکس نمی داند این کانتینرهای میوه چطور وارد کشور شده اند!

با این اوصاف شما چطور می خواهید رژیم بگیرید؟

دیروز مهمان داشتم و همه پسته ها، میوه ها و شیرینی های کذایی به غارت رفته بود. فردا وقتی من به خانه آن ها رفتم، بگویم عزیزان ببخشید من رژیم دارم؟

این حرف ها برای من نان و آب نمی شود، باید تلافی غارت گری آنها را دربیاورم و با میوه، شیرینی و آجیل ها دلی از عزا در بیاورم. بهتر است ادامه رژیمم را به بعد از سیزدهم موکول کنم. ظاهرا این حرف ها منطقی به نظر می آید!

اما من یک سوال دارم، مگر مهمانی و رفت آمد فقط برای نوروز است؟ جشن های تولد، عروسی ها و دیگر مهمانی ها چه؟ گرانی هم فقط برای نوروز نیست. فرض بر اینکه این نوروز، رژیم را به بعد از سیزدهم واگذار کردید، نوروزهای سال های بعدی چه؟

چاقی ارتباطی مستقیمی با سلامت من و شما دارد، ام الامراض است، هر زمان چه نوروز، چه مهمانی و چه روضه و هر مناسبت دیگر، اگر اضافه بر آنچه نیاز بدنتان است غذا بخورید تبدیل به اضافه وزن و دنبه می شود. مگر ما کمبود دنبه داریم؟!

حالا به فرض، یکی به خانه مان آمد و زیاد غذا خورد. نوش جانش، مگر قرار است با تلافی از خود انتقام بگیریم؟ لذت بخش تر از خوردن این است که مهمانی بروید، غذاهای رنگین ببینید و با اراده آهنین بگویید من غذا دوست دارم، عاشقش هم هستم، اما سلامتی و کاهش وزنم برایم از همه این ها با ارزش تر است.

با نشان دادن چنین رفتاری، نه تنها اعتماد به نفس خودتان بالا می رود بلکه در چشم دیگران نیز بسیار بزرگ خواهید شد.

خانمی را به یاد دارم که عاشق آجیل بود، بعد از نوروز وقتی مراجعه کرد به خوبی وزن کم کرده بود، از او پرسیدم با عشق به آجیلت چه کردی؟ جواب جالبی داد، گفت هر مهمانی که می رفتم کودک سه ساله ام را در دامنم می گذاشتم و آجیل هایی که پوست می کندم در دهان او می گذاشتم، گفتم خودت چه؟ گفت من به نمک آجیل ها اکتفا می کردم و از اراده ای که داشتم لذت می بردم.

به امید روزی که همه از اراده خدادادی خود در مقابل وسوسه های غذایی استفاده کنیم و از این توان لذت ببریم.

شاد، سالم و سرفراز باشید

و سال خوبی داشته باشید

دکتر محمد صادق کرمانی

ن.پ 18944

 

    به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *