• نام :سعید امامی
  • سن :42
  • وزن اولیه :133
  • وزن پایان :91
  • مقدار کاهش وزن :42

خودتان را به‌طور کامل معرفی کنید.

سعيد امامي، 42 ساله، متأهل، اهل و ساكن زنجان. كارمند اداره‌ي كل راه و شهرسازي زنجان

وضعیت وزنی خانواده به چه صورت است؟ آیا بقیه افراد خانواده وزن نرمالی دارند؟

ميشه گفت در خانواده‌ي ما چاقي به صورت مشهود -و نه حاد- وجود داشته. الآن هم از بين سه خواهر و دو برادر و مادرم، فقط برادرانم از وزن متناسب برخوردارند.

از چه سنی وزن شما رو به افزایش رفت؟

تا آن‌جايي‌كه به ياد مي‌آرم، از همان دوران كودكي اضافه‌وزن داشتم. البته چون قد بلندي دارم، اوايل اين موضوع زياد به صورت يك مشكل برايم مطرح نبود؛ در حقيقت به بهانه‌ي قد بلند، معضل چاقي‌ام رو ناديده مي‌گرفتم.

وقتی برای اولین مرتبه متوجه میزان اضافه وزن‌تان شدید چه حسی داشتید؟

خب، اين حقيقت كه چاقي همواره به عنوان يك واقعيت تأسف‌بار و رواناً به‌صورت يك چالشِ فرساينده در لحظه لحظه‌‌ي زندگيِ من حضور داشته، قابل انكار نيست. از دوران نوجواني و جواني هم كه به ياد مي‌آورم اين موضوع باعث آزار ذهني‌ام بوده.

آیا این مقدار اضافه وزن مشکلی برای سلامتی شما ایجاد کرده بود؟

مشخصاً بله. باعث خستگي‌هاي زودرس، ناتواني‌هاي عمومي، درد زانو و كمردرد و اين اواخر كم‌كم خطر ديابت هم داشت جدي مي‌شد.

در امور روزمره چطور؟ به مشکلی برنخوردید. (خرید لباس، شغل، فعالیت‌های روزانه، موقعیت اجتماعی و روابط عمومی)

در خريد لباس كه حرف اول من اين بود: " لباسي به سايز من داريد؟!! " و در مناسبت‌هاي اجتماعي هم كه معلومه، كلاً يا به چشم تمسخر نگاهم مي‌كردند و يا در صورت مؤدبانه‌اش با ترحم.

تلخ‌ترین خاطره‌ي خود از زمان را برای‌مان تعریف کنید.

خاطره‌اي رو به ياد مي‌آرم كه زمان خودش خيلي برام تلخ بود. وقتي براي خدمت نظام وظيف وارد پادگان شديم به همه لباس سربازي نو دادن و نوبت به من كه رسيد هيچ شلواري به سايز من پيدا نشد. خلاصه يه هفته تو پادگان بين همه سربازها با لباس خاكي رنگ من با شلوار سياه سر كردم تا خواهرزادم از بيرون شلوار سفارشي واسم آورد.

چه شد که تصمیم گرفتید وزن خود را کاهش دهید؟

چند بار در برهه‌هاي مختلف زندگي خواسته بودم اين كار رو بكنم، اما نشده بود. تا اين كه به علت ابتلا به ديسك كمر حاد و بروز نشانه‌هاي ابتدايي ديابت تصميم جدي به اين كار رو گرفتم.

قبل از برنامه‌ي دکتر کرمانی روش دیگری را امتحان کرده بودید؟

آره روش‌هاي مختلفي از رژيم‌هاي سرخود گرفته تا روش اتكينز و غيره. حتا يواش يواش داشتم به فكر جراحي و كاشت بالن معده و اين حرفا مي‌افتادم.

چگونه با سایت دکتر کرمانی آشنا شدید؟

يكي از اقوام قبلاً ايشون رو به من معرفي كرده بودند ولي رجوع مجدد من به ايشون از طريق سايت بود.

چرا روش اینترنتی را انتخاب کردید؟

چون ارتباط با سايت و تعامل با اون ساده، كارآمد، فراگير و در دسترسه

تا چه اندازه به نتیجه گرفتن با این روش امید داشتید؟

تقريباً مطمئن بودم. چون نتايجش رو در كتاب آقاي دكتر، سايت‌ها و بخصوص در همايش ديده بودم.

شروع برنامه چطور بود؟ این‌که بتوانید خود را با برنامه وفق دهید برای‌تان سخت بود یا آسان؟

برايم آسان بود. ميدانيد چرا؟ فقط بخاطر تأثيري كه آقاي دكتر در همايش رو من گذاشته بودند. همايش آقاي دكتر به طرز زايدالوصفي مؤثره بطوريكه من همين الآن كه مشغول مصاحبه‌ام تصميم گرفتم مجدداً در همايش ايشون شركت كنم و بعد از 9 ماهي كه از شروع رژيمم ميگذره يه تجديدقواي اساسي بكنم!

بیشتر از چه طریق با مشاورین برنامه در تماس بودید؟ پیامک، ایمیل و یا تماس مستقیم.

بيشتر تلفني. البته از طريق تماس‌هايي كه كارشناسان محترم بعد از هر بار ثبت وزنم با من مي‌گيرند.

چقدر زمان می‌برد تا پاسخ سوالات و درخواست‌هایی که با مشاورین مطرح می‌کردید را بگیرید؟

معمولاً در همان تماس تلفني، اگر سوالي داشتم، پاسخ داده شده.

برخورد مشاورین با شما چطور بود؟

بسيار احترام‌آميز و با حوصله با بنده صحبت كردند و پي‌گير برنامه‌ام بودند.

از چندی پیش وعده دادیم که هر دو هفته یک‌بار با مشترکین در تماس باشیم. در مورد شما توانستیم وفای به عهد داشته باشیم یا خیر؟

بله، همون‌طور كه گفتم اين تماس‌ها و پي‌گيري‌ها از سوي كارشناسان محترم برقرار بوده.

راهنمایی‌هایی که در این تماس‌ها از طرف مشاورین ارائه می‌شد، کارآمد بود؟

بله، چند مورد من مشكل مقطعي در خصوص شتاب كاهش وزن برام پيش اومد كه ايشان راهنمايي‌هاي لازم را به لحاظ پشتيباني رواني و فكري و هم به لحاظ برنامه‌اي به عمل آوردند.

از بین لیست‌های غذایی که در سایت ارائه می‌شد (لیست استاندارد، لیست دل‌خواه من و لیست گیاهی) کدام‌یک بیشتر رضایت شما را جلب کرد؟ چرا؟

من از هر دو، به‌صورت يك دوره در ميان استفاده مي‌كنم؛ اين‌طوري به نظرم تنوعي هم به كارم مي‌دهم.

آیا لیست دل‌خواه من توانست حس محرومیت و یکنواختی را که اکثر برنامه‌های غذایی به استفاده کننده القا می‌کنند را از بین ببرد؟

دقيقاً. اين همون مضمونيه كه در سوال قبلي دنبلش بودم تا بيان كنم.

در حین استفاده از برنامه‌ي داروی لاغری هم استفاده می‌کردید؟

نه ديگه. اصلاً قرارمون با آقاي دكتر اينه كه اين حرفا در ميون نباشه!!! تنها قرصي كه استفاده مي‌كنم مولتي‌ويتامين معدني و قرص روي هستش.

در میهمانی‌ها، با وجود غذاهای رنگارنگ چگونه رفتار می‌کردید؟

من به راحتي با اين موضوع كنار اومدم. به ترتيبي كه همواره باعث تعجب دوستان و اقوام ميشه. اولاً كه وفاداري به اصل برنامه براي من استثنابردار نيست. يعني "حالا يه شب كه طوري نميشه" و از اين دست توجيهات ندارم. ثانياً در اين مراسم گرچه ممكنه غذاها به صورت شكلي مطابق برنامه‌ي من نباشند ولي از آنجايي كه ارزش كالري غذاها و ضريب قندي اون‌ها رو ياد گرفتم، به راحتي مي‌توانم مقدار و نوع غذايي رو كه بايد استفاده كنم، از سفره‌ي ميزبان انتخاب مي‌كنم.

تا چه اندازه ورزش را در جریان کاهش وزن خود دخیل می‌دانید؟

بسيار زياد. ورزش از چند جنبه متفاوت مؤثره. اون تأثير كلري‌سوزيش رو من مي‌گذارم رتبه‌ي آخر آخر؛ اون هم برا ورزش حرفه‌اي. آقاي دكتر تو كتابشون مفصل راجب اين حرف زدن. اون چيزي كه من مايلم بگم اينه: اول نشاط، اميد و پاي‌بندي كه ورزش و پياده‌روي مياره و دوم حفظ سرزندگي ماهيچه‌ها و بافت عظلاني بدنه.

حالا برویم سراغ محتوای سایت. مقالات داخل سایت و مجلات الکترونیکی که برای شما ارسال می‌شود را مطالعه می کنید؟ آیا مفید واقع شدند؟

بله. خيلي مفيد. اطلاعات عمومي‌ام راجب مكانيسم بدن و خواص خوراكي‌ها به تدريج ارتقا پيدا مي‌كنه.

وقتی برای اولین بار اسم خود را در لیست افراد موفق دیديد، چه حسی داشتید؟

من از همون اول براي وارد شدن به اين ليست خيز برداشته بودم و از اين كه يه چند ماهي طول كشيد واردش بشم، داشتم نااميد مي‌شدم كه …

بهترین مشوقین شما در حین رژیم چه کسانی بودند؟

شكر خدا همه‌ي اقوام مشوق بودند اما كسي كه من همواره مديون زحمت‌ها و توجهاتش خواهم بود، همسرم بودند. ذكر اين نكته را براي افرادي كه قصد كاستن وزنشون رو كردند بسيار ضروروي مي‌دونم كه: من به تجربه دريافتم يك برنامه و رژيم غذايي صرفاً يك موضوع شخصي نميتونه باشه و كل اعضا و فضاي خانواده را درگير ميكنه. يعني اصلاً بايد اين‌گونه باشه تا به سرانجام برسه و خسته كننده و ملال‌آور نشه. بدون اغراق مي‌گويم اگر همراهي و پشتيباني همسرم نبود، هرگز قادر به انجام اين كار نمي‌شدم.

اکنون که باری به وزن 42 كيلوگرم را از روی دوش‌تان برداشتید چه احساسی دارید؟

سبك شدم. هم به معناي فيزيكي هم به معناي رواني. احساس مي‌كنم كه آدم ديگه‌اي شدم. شايد درك اين موضوع براي كساني كه از اول لاغر بودن، سخت باشه. اما في‌الواقع تجربه‌ي بسيار زيبا و توان‌بخشيه.

حالا شیرین‌ترین خاطره‌ای را که در حین اجرای برنامه دارید، تعریف کنید.

شيرين‌ترين لحظه‌هاي زندگي من، خوابيدن در شب‌هنگام با معده‌اي سبك و بيدار شدن در صبح با دستي پر و وجداني سربلند از تجربه‌ي تغيير و غلبه بر وسوسه‌ها و كشش‌هاي رواني خوردن تنقلات و فست‌فود و … اتفاق مي‌افتد.

اگر بخواهید «گروه به‌اندام» را نقد کنید، فکر می‌کنید نقطه‌ي قوّت و ضعف ما در چه قسمت‌هایی است؟

نقطه قوت گروه در به‌روز بودن و استفاده از منابع مختلف علمي است. نقطه ضعف قابل عرضي هم به فكرم نمي‌رسه كه بگم.

و سوال آخر: توصیه‌ي شما برای افرادی که از اضافه‌وزن رنج می‌برند، چیست؟

دوست‌هاي چاق من! يه تكون به خودتون بدين؛ با خودتون آشتي كنين. معتقدم تا آدم از خودش و عملكردش شرم‌سار و دل‌خور نشه، نميتونه به فكر تغيير بيافته و به دنبالش بتونه سختي‌هاي مسير رو تحمل كنه. به قول شاعر گرانمايه: زندگي با همه وسعت خويش، محفل ساكت غم خوردن نيست! حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست! اضطراب و هوس ديدن و ناديدن نيست! زندگي، خوردن و خوابيدن نيست! زندگي جنبش جاري شدن است زندگي كوشش و راهي شدن است از تماشاگه آغاز حيات، تا به جايي كه كه خدا مي‌داند …

Sending
User Review
0 (0 votes)

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*