ثبت نام و دریافت رژیم غذایی راهنمای ثبت نام 32143-025

حکایات

آقای مهندس!

برای برگزاری یکی از همایش‌های به سالن همایش رفتم و هنگام روشن کردن دستگاه ویدیو پروژکتور، دیدم رنگ‌های آن واضح نیست و بیش‌تر به قرمزی می‌زند. همایش را با همان رنگ‌های نامطلوب اداره کردم و پس از پایان کار، رایانه و پروژکتور را به تعمیرگاه کامپیوتر در خیابان ولی عصر(عج) بردم. مسئول تعمیرگاه، مهندس جوانی […]

قفل شدن دست

روزی میهمان یکی از دوستانم بودم. در اطاق پذیرایی مشغول صحبت بودیم که ناگهان فریاد یک خانم به گوش رسید! صاحب خانه، هراسان به سوی صدا رفت و فوری برگشت و از من خواست آن خانم را که دخترش بود معاینه کنم. با هم وارد هال شدیم و دیدم دخترش،‌ خانم جوانی است که انگشت‌های […]

در خانه جانباز نخاعی

در خانه جانباز نخاعی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با هدف از بین بردن جمهوری اسلامی و هدر دادن سرمایه‌های هر دو ملت آغاز شد. به عنوان یک پزشک، احساس تکلیف کردم و از آغاز جنگ برای انجام وظیفه، داوطلبانه به جبهه‌ها رفتم و در بیش‌تر عملیات‌ها در خدمت رزمندگان اسلام بودم. وقتی عملیات جنگی […]

لعاب دهان

لعاب دهان ماه محرم بود و با فرزندم به مجلس روضه‌خوانی همسایه رفته بودیم. همکاری دارم که متخصص قلب است. پدر پیری داشت که وارد مجلس شد و سمت چپ من نشست. بطری آبی در دست داشت و هر سه چهار دقیقه یک بار، کمی از آب آن را می‌نوشید. به علت ازدحام جمعیت و […]

سفری به مصر

سفری به مصر در سال 1353 شمسی ازدواج کردم و با همسرم برای گذراندن ماه عسل به ترکیه، سوریه و سرزمین فرعون (مصر) رفتیم. یک هفته در شهر شلوغ و بی‌نظم و پر هیاهوی قاهره ماندیم. این شهر، چهار ویژگی دارد: نخست اینکه قبر حضرت زینب در قلب قاهره واقع شده است. طبق بعضی روایت‌ها، […]

یک غریبه

سال سوم پزشکی که بودم یک روز جمعه پیش از غروب، همراه چهار تن از هم‌کلاسی‌ها برای ادای نماز مغرب به سوی تنها مسجد شیعه‌ها در منطقه فیصلیه موصل رفتیم؛ هم برای استراحت پس از یک هفته درس‌های سنگین دانشکده پزشکی و هم شرکت در جلسات تلاوت قرآن و مباحث اسلامی. امام جماعت مسجد، روحانی […]

یک روز در دانشگاه

هنوز یک سال از آن جلسه درس‌آموز انقلابی در کرانه رود دجله نزدیک پل الجمهوریه بغداد نگذشته بود که من دانشجوی پزشکی شدم و این فرصت را یافتم که اعتقاداتم را با دانش پزشکی، مجهز کنم. اولین جرقه‌ای که ایمان من را در دانشکده پزشکی، شعله‌ور ساخت، کلاس فیزیولوژی بود! وقتی که استادمان در ده […]