نقشه راه تغییر ؛ چراغ راهنمایی یادگیری از شکست 2

روانشناسی، مقالات، نقشه راه تغییر

    چراغ راهنمایی یادگیری از شکست 2 ؛ چگونه شکست های خود را به پیروزی تبدیل کنیم؟

     

    فایل صوتی شماره 22 نقشه راه تغییر ؛ چراغ راهنمایی یادگیری از شکست 2

     

    در مبحث قبلی درباره موفقیت در مشکلات و نپذیرفتن شکست صحبت کردیم و یاد گرفتید که برای مقابله با مشکلات زمان خاصی را در نظر بگیرید و در محیطی آرام بنشینید و به آن فکر کنید. سپس همه افکارتان را روی کاغذ یادداشت کنید و برای آن جدولی درست کنید تا گام به گام پیش بروید. در آخر نیز یک همراه خوب داشته باشید تا نسبت به افکار و مشکلاتتان درک بهتری داشته باشید.

    همچنین در مورد چراغ راهنمای تغییر هم صحبت کردیم. چراغ قرمز؛ اولین گام برای افزایش یادگیری از مشکلات، پذیرش سهم خودمان از آن اشتباه بود یعنی ببینیم درکدام قسمت از عملی نشدن رژیم مقصر بودیم چون گاهی اوقات به رژیم توجهی نمی کنیم. حتی کوچکترین تغییر می تواند ما را کیلومترها از مسیر اصلی دور کند. مثل یک قاشق بیشتر برنج یا نصف لیوان نوشابه. همه این موارد بعد از یک ماه خود را نشان می دهند همانند ضرب المثلی که می گوید قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.  در این مطلب امروز می خواهیم درباره دو رنگ دیگر چراغ راهنمایی یعنی سبز و زرد صحبت کنیم و ببینیم چگونه از آنها در برخورد با موقعیت های مشابه درس بگیریم و خود را برای روبه رو شدن با مشکلات آماده نگه داریم.

     

    گام دوم درس گرفتن (چراغ سبز)

    در این مرحله باید بررسی کنیم که کجا اشتباه کردیم. همیشه زرنگ باشید. به جای پیدا کردن مقصر و تلف کردن وقت سهم خود از اشتباه را بپذیرید و درسی که لازم است از اشتباه تان بگیرید را پیدا کنید. بهتر است به خودتان بگویید برای این اتفاق که افتاده است چه کاری می توانم انجام دهم؟ راه حل مناسب را پیدا کنید تا بار دیگر دچار آن مشکل نشوید.

    قانون ثابتی وجود دارد که می گوید « تا درس نهفته در اشتباه یا مشکلی را نیاموزیم؛ آن مشکل در زندگی تکرار می شود و هر بار به ما تلنگری می زد که این مشکل را ببین». باید این مشکل را حل کنید و در حقیقت دندان لق شده را دور بیندازید چون اگر حل نشود با هر بار تکرار شدن بزرگتر می شود و ما را در خود غرق می کند.  برای مثال رژیم می گیرید ولی موفق نمی شوید و هر بار با خودتان می گویید که من نتوانستم. این رژیم هم جواب نداد. من هیچ وقت لاغر نمی شوم.

    با وجود این افکار اضافه وزن برای شما تبدیل به دغدغه بزرگ می شود و هر بار رژیم های مختلفی را امتحان می کنید. این تکرار سبب می شود ناامید شوید به حدی که از ادامه راه منصرف شوید. شاید بهتر باشد مسیر دیگری برای رسیدن به هدف خود پیدا کنید.  شما می توانید با پاسخ دادن به سوالات زیر از مشکلات خود درس بگیرید که عبارتند از:

    چراغ راهنمایی یادگیری از شکست 2

     

    1- در تخمین زدن زمان مشکل دارم یا برنامه ریزی ام اشتباه و ناقص بوده است؟

    مثلا می خواهم وزن کم کنم با خودم قرار می گذارم که در ماه اول 6 کیلو وزن کم کنم اما آخر ماه به وزن مدنظر نرسیدم اما مشکل از کجا بود؟ بعد از بررسی دقیق متوجه شدم انتظارم از خودم بسیار بالا بوده است و به دلیل این توقع غیرمنطقی و در نظر گرفتن کاهش وزن فضایی موفق نشدم. یعنی بدون اینکه کاهش وزن طبیعی را بدانم برای خودم هدف تعیین کردم.  همچنین باید به وعده های غذایی، کالری و فعالیت بدنی ام نیز توجه کنم.  با در نظر گرفتن این موارد باید بتوانم مشکل اصلی را پیدا کنم.

     

    2- چه موانع و مشکلاتی را ندیدم؟؟

    قبل از شروع کارم باید تمام موانعی را بررسی کنم مثلا من می خواهم رژیم لاغری بگیرم ولی فرزندم باید رژیم چاقی بگیرد. چون باید برای فرزندم خوراکی های پرکالری بگیرم ممکن است من هم وسوسه شوم که بخورم یا اینکه مادرم هر روز غذای خوشمزه درست
    می کند و من نمی توانم برای خودم غذای کم کالری درست کنم یا چون داروی خاصی مصرف می کنم و عوارض آن اضافه وزن است پس نباید انتظار زیادی از خود در کاهش وزن داشته باشم.

     

    3- کجای کار می توانستم بهتر عمل کنم؟؟

    هر روز مقدار کالری روزانه ام را یادداشت کنم تا متوجه شوم کجا و در چه حالتی غذای پرکالری مصرف کردم. محل نگه داری خوراکی های پرکالری را با کم کالری جابه جا کنم یا کارهای روزمره برای خودم مشخص کنم که کمتر وقت آزاد برای مصرف تنقلات داشته باشم. حتی می توانم در وقت آزاد برای خودم ورزش های سبک انجام دهم یا مهارتی را یاد بگیرم.

     

    4- شبیه این مشکل کجا می تواند اتفاق بیفتد؟

    مثلا یک دوره رژیم گرفتم اما  به دلیل امتحانات یا کنکور نتوانستم رژیم را ادامه دهم یا مسافرت و مهمانی پیش آمده است که به رژیم پایبند نبودم.

     

    5- چطور مطمئن شوم که دیگر تکرار نمی شود؟

    برای اینکه در این موقعیت ها راه حلی داشته باشیم می توانیم از بارش فکری استفاده کنیم. (بدون در نظر گرفتن اینکه  راه حل قابل اجرا هست یانه آن را در دفتر خود یادداشت کنید) بالاخره هر کسی خود را بهتر از بقیه می شناسد و می داند چگونه جلوی اضافه غذاخوردن خود را بگیرد. فقط لازم است برای خودمان وقت بگذاریم. مهم تر از همه تغییر در عادت های قبلی خودمان است که به طور ناخواسته هر روز انجام می دهیم. برای تمام عادت هایی که هیچ فکری برایشان نکردیم و بدون توجه به اینکه می توانیم با جایگزین کردن کار دیگری، مسیر عصبی جدید را بسازیم و کم کم تغییرشان دهیم.

     

    6- چه مهارت هایی باید یاد بگیریم؟؟چه مهارتی های را نمی دانیم؟؟

    مثلا نمی دانم چگونه نه بگویم یا اینکه خودم را در مقابل غذاها کنترل کنم و نخورم. لازم است مهارت هایی را که نمی دانیم شناسایی کنیم تا به ترتیب اولویت به سراغشان برویم و یاد بگیریم. مثلا یاد بگیریم که اگر مهمانی یا جایی دیگر رفتیم و غذاهای تعارف شده در لیست غذایی نبود بتوانیم قاطع نه بگوییم. نه گفتن به خوراکی های پرکالری را در خودتان تقویت کنید.

     

    گام سوم تطبیق دادن (چراغ زرد )

    هر اتفاقی با خود هدیه ای دارد که گاهی بعدها متوجه آن می شویم. نگاه های ریزبینانه تری داشته باشید تا بتوانید این هدیه ها را زودتر پیدا کنید. آیا داستان معروف وزیر و پادشاه را شنیدید؟ روزی پادشاه از کل مردم می خواهد هر کسی بهترین جمله را بگوید تا بالای ورودی کاخ نصب شود هدیه دریافت می کند. بعد از کلی پیشنهاد جمله «همه چیز به نفع ماست» انتخاب شد.

    یک روز پادشاه تصمیم گرفت تنهایی به شکار برود. ناگاهان گراز به پادشاه حمله کرد و دست او را گاز گرفت به حدی که انگشت او در حال قطع شدن بود. هنگام برگشت چشمش به جمله بالای کاخ افتاد و گفت چه کسی این جمله را تایید کرد؟ قطع شدن انگشت چه نفعی برای من دارد؟ برای مجازات معاون را به سیاه چاله بندازید. چند روز بعد پادشاه دوباره به شکار رفت و گرفتار قبیله آدم خوارها شد که آنها کسی را که سالم بود می خوردند و در صورت قطع عضو رهایش می کردند.  به همین دلیل پادشاه از مرگ نجات یافت. هنگام برگشت دستور داد معاون را از سیاه چاله بیرون بیاورند و از او پرسید داستان این جمله چیست؟

    معاون می گوید درست است که اتفاق بدی افتاد و دست شما قطع شد اما سبب شد اتفاق بدتری پیش نیاید. پادشاه گفت برای من مفید بود اما تو که به سیاه چال افتادی؟ معاون جواب داد اگر در سیاه چال نبودم همراه شما باید می آمدم و آن قبیله حتما مرا
    می کشت. پس از این داستان یاد می گیریم که هدیه هر اتفاق یا مشکل را به دقت ببینیم.

    چراغ راهنمایی یادگیری از شکست 2

     

    تکنیک عروسک چیست؟

    اکنون می خواهیم راه حلی جدید به نام تکنیک عروسک را به شما آموزش دهیم که بتوانید از مشکلات به راحتی عبور کنید و با شرایط جدید خود را سازگار کنید. در دوران کودکی مشکلات اهمیت زیادی داشتند اما هر چه زمان می گذرد و شما بزرگ می شوید مشکلات کوچکتر می شوند و مسخره به نظر می آیند. بعدها به تک تک آنها می خندید.

    باید به جای تلخ کردن روزگار به خودتان، غصه را کنار بگذارید و فکر کنید چه زمانی قرار است به این موضوع بخندیم. دقیقا به کدام بخش در آینده بیشتر از همه لبخند می زنید. همیشه با خود بگویید چیزی که من را نمی کشد حتما مرا قوی تر می کند. بزرگتر شدن به سن و سال نیست فقط کافی است ظرف فکر شما بزرگ تر شود.

     

    چگونه افکار درونی را از بین ببریم؟

    شاید بگویید فکر کردن به شکست یا هر موقعیت دیگری انرژی را از بین می برد. در این بخش خواهید آموخت که فکرهای درونی را از بین ببرید. همه ما افکار منفی زیادی داریم که به آن پشه وز وزو می گویند. این پشه همیشه انتظار غیرمنطقی دارد و اگر کاری در حد انتظارش انجام نشود شروع به غر زدن می کند مثلا می گوید «آخه این چه کاری بود کردید؟ عقلت نرسید؟» «ای بابا، عجب آدم بی عرضه ای هستی. رژیم را که باز نصفه رها کردی. باز خراب کردی. همیشه رژیمی ولی یک کیلو هم کم نمی کنی»

    همه ما این پشه را همراه خود داریم اما در بعضی ها زیاد صحبت می کند. برخی دیگر هم صدای پشه را کم کردند و با صدای مهربان درون خود جلوی آن را گرفتند. شما جزو کدام دسته از افراد هستید؟

    هیچ کسی نیست که از این پشه ها در ذهن خود نداشته باشد. مهم اینست که چگونه با آنها رفتار کنیم. آیا کنترل زندگی همیشه به دست پشه هست یا گاهی کنترل می کند یا گاهی اوقات اجازه صحبت کردن دارد. اگر با این افکار منفی هم صحبت شوید قطعا پیشرفت نمی کنید و به مسیر اول خود بر می گردید چون دائما با شما صحبت می کند و می گوید «ای وای! باز هم به رژیم پایبند نبودی؟ این چه وضعی است؟ کی گفته تو باید لاغر شوی؟» این پشه اصلا درست صحبت نمی کند.

    با او بحث نکنید و اجازه بدهید که حرف خود را بزند و در آخر شما از او تشکر کنید. بعد به چیز دیگری توجه کنید. مثلا چشمانتان را ببندید و دم و بازدم انجام دهید یا هر کار دیگری که از آن لذت می برید و حواستان را پرت می کند.  با انجام این کار مسیر عصبی جدیدی را می سازید که برای موقعیت های دیگر کمک می کند. انرژی و تمرکزتان را روی خواسته و مسیر موفقیت بگذارید. اگر توانستید فقط مدتی این کار را انجام دهید. مطمئن باشید پیشرفت های فوق العاده ای برای شما اتفاق می افتد.

    Sending
    User Review
    5 (1 vote)
      به اشتراک بگذارید

    دیدگاه ها

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *