رکورددار کاهش وزن

جناب اقای مجتبی قاسمی از جدیدترین رکورددارانی هستند که با عمل به دستورات رژیمی دکتر کرمانی و همچنین با تلاش و جدیتی که داشته اند، به وزن ایده آل خود رسیده اند. دستیابی به این موفقیت برای دکتر کرمانی و گروه به اندام بسیار خوشحال کننده و مسرت بخش بوده است. در ادامه به متن نامه ارسالی ایشان خطاب به دکتر کرمانی را مطالعه فرمایید.
با امید به موفقیت تمامی عزیزان برای رسیدن به وزن ایده آل.

وزن اولیه : 150

وزن پایان : 98

مقدار کاهش : 52

تاریخ شروع : 2009

تاریخ پایان : 2012

مدت برنامه : 3 سال

با سلام و عرض ادب خدمت شما جناب آقای دکتر کرمانی من مجتبی قاسمی از آن دسته از کسانی هستم که پس از شرکت در سمینار معجزه ای برای چاق ها که از طرف شما برگزار شد، زندگی ام عوض شد و توانستم با بزرگترین مشکل زندگیم شروع به مقابله کنم که این اتفاق در مهر ماه 1389 افتاد.
من بعد از خروج از سالن تصمیم جدی خود را گرفتم ولی این بار خودم احساس می کردم که این تصمیم با دفعات قبل فرق می کرد. من قبل از اینکه در دفتر شما ثبت نام کنم حدود 8 ماه بود که در رژیم سخت بودم البته به فکر خودم و هر روز به باشگاه می رفتم چون حدود 8 ماه پیش از آن وقتی رفتم روی ترازو و دیدم که وزنم حدود 150 گیلوگرم شده و واقعا از خودم ترسیدم و با خودم عهد بستم که لاغر بشوم ولی در حدود این 8 ماه با کلی تلاش حدود 9 کیلو کم کردم ولی خسته شده بودم.
از خداوند متعال ممنونم که شما رو جلوی راه من قرار داد تا بتوانم از این دلسردی فرار کنم و در روز مراجعه به دفتر شما وزنم 141 کیلوگرم بود و کامپیوتر به من گفت که 54 کیلو اضافه وزن داری. تاریخ سمینار شما تقریبا 2 ماه بعد از مراجعه من بود چون ماه رمضان شما سمینار نداشتید به همین خاطر من در این 2 ماه کتاب شما را کاملا با دقت خواندم و با شرایط کار شما آشنا شدم و خدا را شکر روز سمینار رسید و من بعد از آن به موضوع مراجعه به مشاور هر 2 هفته یک بار خیلی اهمیت دادم و پول 10 جلسه را از پیش دادم که حتما بروم و وزن خود را چک کنم و مشاوره شوم و این موضوع خیلی به استقامت من کمک کرد و 6 روز در هفته هم ورزش می کردم که بعد از 8 بار مراجعه و کم کردن 22 کیلو کم کرده بودم و ضریب هم همیشه بین 150 تا 200 بود.

من بعد از این مراجعه ایران را ترک کردم داخل پرانتز اینکه برادر بزرگتر من هم در دفتر شما اسم نوشت برای لاغر شدن که به سمینار قبل از عید دعوت شده بود. من تنها کتاب معجزه ای برای چاق ها را همرام بردم و از آن جایی که شغلم آشپزی بود هیچ بهانه ای نداشتم برای اینکه بگم تغییر مکان باعث تاخیر در لاغر شدنم می شود. خلاصه بعد از 10 ماه که برای بازدید به ایران برگشتم دیدم که برادرم هیچ تغییری نکرده و لاغر نشده گفتم که مگه تو به سمینار نرفتی و رژیم را شروع نکردی گفت چرا رفتم و رژیم را دم در سالن گرفتم ولی در سمینار شرکت نکردم و گفتم که این رژیم کافی و آن را رعایت می کنم و لاغر می شم و من به اون گفتم خیلی در اشتباه است. از این موضوع نگذریم که خانواده من از دیدن من شکه شده بودن و تو فرودگاه من را نمیشناختند چون من وزنم زیر 100 کیلو شده بود و خلاصه بعد از 10 ماه در اولین فرصت به دفتر شما مراجعه کردم جالب اینکه تا طبقه 5 را با یک نفس دویدم و اصلا مشکلی برام پیش نیامد و بعد از آن خانم منشی به من زنگ زدند که شما برای شرکت در سمینار به عنوان مهمان دعوت شده که واقعا بهترین هدیه به من بود چون از روی کاغذ باید 13 کیلو کم می کردم ولی این سعادت نسیب من شد و من در برنامه آذر ماه شما آمدم و جالب اینکه مادر و همان برادرم را همراهم آوردم و بعد از اینکه مورد لطف شما قرار گرفتم و آمدم روی سن تاثیر زیادی روی برادر و مادر من گذاشت و باز من ایران را ترک کردم و الان هفته ای 5 بار ورزش میکنم بعضی روزها 2 نوبت و به آن معتاد شدم و دنبال رسیدن به وزن 90 کیلو هستم.


جالب اینجاست که برادر من حدود 14 کیلو کم کرده و مادرم هم 10 کیلو و آنها هم خدا رو شکر به وزن مناسب رسیدند. بابت عکس های ارسالی باید از شما عذر خواهی کنم که لباس مناسب تن بنده نیست ولی این احساس راحتی را با شما داشتم که آن را برای شما بفرستم و این عکس را برای همه آنهایی که در طول رژیم به من حرفهای منفی می زدند فرستادم تا باورشان شود که خواستن توانستن است. و خیلی از آنها دنبال این هستن که بدونن که چی شد که اینجوری شدم که من تنها در جواب آنها آدرس سایت شما را می دهم. و من هم از آنها خرده ای نمی گیرم چون برادر خودم بعد از نتیجه گرفتن من به این باور رسید و تنها چیزی که همیشه تو ذهن من اینکه باید تا آخرین روز از عمرم باید در رژیم باشم و در جواب هر کس که می گوید که دیگه بسه و بدنت خیلی خوب شده می گویم که هنوز 1 کیلو مانده و این را تا آخرین روز عمرم خواهم گفت. و در اینجا هم با خارجی هایی که در ارتباط هستم به آنها شما را معرفی می کنم که کاری که شما میکنید واقعا بزرگ است و آنها به من می گویند واقعا ممنون خداوند باشید که این نعمت بزرگ را به شما داده. باز هم از شما ممنونم که ماهیگیری را به ما یاد دادید نه ماهی از دست کسی گرفتن را و الان هم همه کتاب های شما را در کتاب خانه دارم و هر از چند گاهی یکی از آنها را مرور می کنم که به من خیلی انرژی می دهد مخصوصا کتابی که در مورد اراده نوشتید که من آن را از دست شما گرفتم که خیلی برایم با ارزش است. در آخر برای شما آرزوی سلامتی میکنم و این را بدانید که در دعاهای هر روزه من و خانواده من قرار دارید.
ارادتمند شما مجتبی قاسمی 28 ساله

4/5 - (1 امتیاز)