وزن اولیه: 74 کیلوگرم
وزن پایانی: 63 کیلوگرم
میزان کاهش وزن: 11 کیلوگرم
این بار لاغر شدن برام شبیه عذاب نبود. چون نیاز نبود غذای جداگانه درست کنم و به خودم سخت بگیرم
قبل از شروع این رژیم، واقعاً خسته شده بودم. همه راهها رو امتحان کرده بودم، ولی هیچکدوم جواب نداده بود. یا رژیمها خیلی سخت بودن، یا با زندگی روزمرهم نمیخوندن
مشکل اصلی من این بود که نمیتونستم از سفره خانواده جدا بشم. نه وقت غذای جداگانه درست کردن رو داشتم، نه حوصلهش رو. اینکه هر روز یه غذا بخوری و بقیه یه غذای دیگه، بعد از یه مدت واقعاً آدم رو دلزده میکنه.
با رژیم سفره خانواده حس کردم قراره یه چیز متفاوت رو تجربه کنم. من همون غذایی رو میخوردم که خانواده میخوردن، فقط مقدارش مشخص بود و میدونستم چقدرش برام مناسبه.
بدنم هم اذیت نشد. نه ضعف داشتم، نه بیحالی، نه اون ولعهای همیشگی. وعدهها منظم بود، فاصلهها منطقی، برای همین ریزهخواریهام خیلی کمتر شد.
سهمیههای لبنیات، چاشنی و قند هم خیلی کمکم کرد. هر وقت بین روز گرسنه میشدم یا بیرون بودم، میدونستم از هر خوراکی چقدر بخورم که وزنم بالا نره
چهار ماه گذشت و وزنم کم شد، ولی چیزی که بیشتر از همه بهم حس خوب داد این بود که این بار رژیم رو نصفهنیمه رها نکردم و حس کردم میتونم همین روال رو ادامه بدم.
توصیه من به همه اونایی که اضافه وزن دارن اینه که:
یه کم تحرک حتی پیادهروی ساده خیلی به لاغری کمک میکنه
وقتی به سهمیهها پایبند باشی، ولع کمتر میشه
اگه رژیمت اصولی باشه لاغری سخت نیست