دیگه دوست ندارم تلخی اضافه وزنو تجربه کنم

مصــاحبه اختصاصی

با مهدی تکیه

جدیدترین رکوردار وب سایت دکتر کرمانی


مهدی تکیه هستم ۲۲ ساله از تهران.
قبل از رژیم۱۲۰ کیلو بودم که تونستم با رژیم دکتر کرمانی ۲۰ کیلو وزن کم کنم و به ۱۰۰ کیلو برسم. البته هنوزم رژیمم تموم نشده و دلم می خواد به هشتاد یاهشتاد و پنج کیلو برسم. تو خانوادم، همه اضافه وزن دارن، یعنی یه جورایی چاق هستن.
تو ۱۱ سالگی فهمیدم که وزنم بالاس، اما اون موقع بچه بودم و زیاد از این چیزا سر در نمی آوردم وبرامم مهم نبود. مشکل اصلیم وقتی شروع شد که برای پیدا کردن یه لباس باید همه جا رو می گشتم. دوران خیلی بدی بود. فکرش کن تو اوج غرور جوونی حسرت تناسب اندام دوستامو می خوردم. اون موقع ۲۰ سالم بود و دلم می خواست خیلی شیک پوش و خوش اندام باشم. حدود شش ماه پیش بود که دیگه واقعا اضافه وزن آزارم می داد و فکر می کردم که دیگه بیشتر از این نمی تونم تحمل کنم.
قبلا زیاد رژیم گرفته بودم، اما با هیچ کدوم نتونستم لاغر شم. اگرم لاغر می شدم دوباره وزنم بر می گشت. تازه بعضی از این رژیما یه غذاهایی توش بود که من اصلا دوست نداشتم. چون تنوع هم نداشتن و منم نمی تونستم عین برنامه پیش برم، خیلی زود دلسرد می شدم. این شد که دیگه کلا هیچ انگیزه ای برای رژیم گرفتن نداشتم.
خانوادم تا حدود زیادی با رژیم دکتر کرمانی آشنا بودن؛ بهم گفتن تو که این همه رژیم گرفتی، یه بارم رژیم دکتر کرمانی رو امتحان کن شاید این بار نتیجه بگیری. با اکراه زیاد قبول کردم. البته بیشتر به خاطر این قبول کردم که از داروی لاغری بدم می اومد و همیشه دنبال یه رژیمی بودم که توش داروهای لاغری نباشه که خوب خدا رو شکر تو رژیم دکتر کرمانی هم همچین چیزی نبود.


وزن اولیه: 120 کیلو گرم

وزن پایانی: 100 کیلو گرم

میزان کاهش وزن: 20 کیلو گرم

بعضی وقتا وسوسه می شدم و به خودم می گفتم بی خیال حالا یه بار که چیزی نمی شه. حالا این یه بارو دل سیر از عزا دربیار ولی یه دفعه به خودم می اومدم و می گفتم همین یه بار یه باراس که رژیمو خراب می کنن.


خانواده و دوستام خیلی بهم انگیزه می دادن و تشویقم می کردن. حتی چند تا از دوستام وقتی دیدن من چقدر خوب دارم وزن کم می کنم به فکر افتادن رژیم بگیرن. فکر می کنم یه فرق خیلی بزرگِ رژیم دکتر کرمانی با رژیمای دیگه این بود که روزمنو داشت. یعنی می تونستم غذاهای همون روزمو انتخاب کنم. اینجوری دیگه تو مهمونیا همه چی می تونستم بخورم و هیچ کس هم نمی فهمید من رژیمم. یه فرق دیگه ش هم تنوع غذاییِ فوق العاده ش بود. تقریبا هیچ غذایی نبود که دلم بخواد و تو رژیمم نباشه. تازه اگرم نبود با پشتیبان ها تماس می گرفتم و اونا بهم می گفتن چقدر از اون غذا رو می تونم بخورم.
اون اوایل تونستم ۳ کیلو وزن کم کنم. بعد از اون هر دو هفته یه بار باید وزنمو اعلام می کردم تا یه لیست جدید بهم بدن. چون می دونستم دو هفته یه بار کارشناسا می یان سراغم، سعی می کردم به رژیمم پایبند باشم. همین پیگیریا بود که بهم انگیزه می داد برای ادامه ی رژیم.
بعضی وقتا وسوسه می شدم و به خودم می گفتم بی خیال حالا یه بار که چیزی نمی شه. حالا این یه بارو دل سیر از عزا دربیار ولی یه دفعه به خودم می اومدم و می گفتم همین یه بار یه باراس که رژیمو خراب می کنن.
از اینکه وزنم برگرده نگرانم ولی مطمئنم که دیگه وزنم بر نمی گرده. چون بعد از رژیم خیلی رعایت می کنم و دیگه دوست ندارم تلخی اضافه وزنو دوباره تجربه کنم. برای همینم سعی می کنم تا جایی که بتونم هم تو خونه هم تو باشگاه ورزش کنم. الان دیگه احساس میکنم به همه ی هدفام که تناسب اندام و پیدا کردن لباس مناسب بود، رسیدم و از اینکه رژیم گرفتم بی نهایت خوشحالم.



توصیه ی من به همه ی دوستانی که می خوان وزن کم کنن اینه که:
۱- تحت هر شرایط تلاش و پیگیری یادتون نره.
۲- برای اینکه موفق بشین برای خودتون هدف گذاری کنید.
۳- و به هدفتون پایبند باشید.

Sending
User Review
4.43 (7 votes)