سلام به همه دوستانی که این متن رو میخونن. من صالح غیشابوری هستم و امروز میخوام درباره تجربهای بنویسم که زندگی من رو زیر و رو کرد. اگر الان در وضعیتی هستی که فکر میکنی دیگه هیچ راهی برای برگشتن به تناسب اندام نداری، یا هر رژیمی که گرفتی جواب نداده، این متن رو تا آخر بخون، چون قراره داستانِ یه تغییر بزرگ رو برات تعریف کنم.
همه چیز از جایی شروع شد که وزنم به عدد ترسناک ۱۲۵ کیلوگرم رسیده بود. باور کنید وقتی اون عدد رو روی ترازو دیدم، انگار دنیا رو سرم خراب شد. دیگه فقط بحث ظاهر و لباس نبود؛ دیگه حتی راه رفتن معمولی هم برام سخت شده بود، زود نفسنفس میزدم و از همه مهمتر، حس میکردم اعتماد به نفسم داره به صفر میرسه. هر روز صبح که از خواب پا میشدم، یه حس سنگینیِ روحی و جسمی باهام بود که انگار یه وزنه سربی به پاهام بسته بودن.
بارها سعی کرده بودم رژیم بگیرم. کم میخوردم، گرسنگی میکشیدم، اما نتیجه چی بود؟ یا وزنم تکون نمیخورد، یا اگه یکم کم میشد، به محض اینکه یه وعده معمولی میخوردم، سریع دو برابر برمیگشت. تا اینکه با “رژیم ۲۱ روزه دکتر کرمانی” آشنا شدم. حقیقتش اولش مردد بودم، میگفتم باز هم یه رژیم دیگه که قراره عذابم بده. اما وقتی واردش شدم، فهمیدم این یکی با بقیه فرق داره.
وزن اولیه: 125 کیلوگرم
وزن پایانی: 105 کیلوگرم
میزان کاهش وزن: 20 کیلوگرم
وقتی شروع کردم، اوایلش سخت بود، چون بدنم عادت داشت به کربوهیدرات و قند زیاد. اما بعد از چند روز، انگار موتوری که توی بدنم خاموش بود، روشن شد.
من سه دوره رژیم ۲۱ روزه رو پشت سر گذاشتم. این یعنی ۶۳ روزِ طلایی. شاید اولش فکر کنید ۹ هفته برای ۲۰ کیلوگرم زیاده، اما باور کنید اینقدر سریع گذشت که خودم هم نفهمیدم چطور ۱۲۵ کیلو شدم ۱۰۵ کیلو! نه تنها وزنم کم شد، بلکه فرم بدنم هم کاملاً تغییر کرد. چون رژیمم پرپروتئین بود، عضلاتم حفظ شدن و فقط چربیها بودن که آب شدن. این دقیقاً همون چیزی بود که میخواستم.
حالا که به اون روزها فکر میکنم، میبینم بزرگترین مانع من “ترس از تغییر” بود. ما همیشه از اینکه عادتهای غذاییمون رو کنار بذاریم میترسیم. ولی وقتی اون اراده قوی رو در خودم پیدا کردم و اجازه دادم بدنم با پروتئین تغذیه بشه و کربوهیدرات اضافه رو حذف کنم، مسیر هموار شد. دیگه خبری از اون بیحالیهای بعد از ناهار نبود؛ برعکس، سطح انرژیم چندین برابر شد.
دوستان، این مسیر برای من فقط کاهش وزن نبود، بلکه شروع یک سبک زندگی جدید بود. یاد گرفتم که چی بخورم، چقدر بخورم و چطور به بدنم احترام بگذارم. وقتی ۲۰ کیلو از وزنم کم شد، حس کردم دوباره متولد شدم. لباسهایی که فکر میکردم هیچوقت دیگه اندازهم نمیشن، حالا برام گشاد شده بودن. مهمتر از همه، لبخندی بود که دوباره روی لبهام نشسته بود.
شاید بپرسید سخت نبود؟ دروغ نمیگم، قطعا چالش داشت. روزهایی بود که دلم میخواست همه چیز رو رها کنم، روزهایی که وسوسه میشدم سراغ فستفود برم. اما هر بار که اون وسوسه سراغم میاومد، به این فکر میکردم که چرا شروع کردم و چقدر از مسیر رو اومدم. به عکسهای قبل از رژیمم نگاه میکردم و اون صالحِ ۱۲۵ کیلویی رو میدیدم که چقدر خسته بود، و این بهترین انگیزه برای ادامه بود.
یادتون باشه، موفقیت یه شبه به دست نمیاد، ولی با داشتن یه برنامه درست و حسابی مثل رژیم دکتر کرمانی، میشه مسیر رسیدن به هدف رو خیلی کوتاهتر کرد. من این کار رو کردم، پس شک نکنید که شما هم میتونید. کافیه فقط تصمیم بگیرید و به خودتون قول بدید که دیگه به اون روزهای تلخ برنمیگردید.
در پایان، میخوام به همه کسانی که در حال مبارزه با وزن خودشون هستن، سه توصیه داشته باشم:
1- منتظر نباش تا همه چیز بینقص باشه؛ حتی یک قدم کوچک در مسیر درست، خیلی بهتر از سکون و ناامیدیه.
2- وقتی وسوسه میشی رژیم رو بشکنی، یادآوری کن که چرا این مسیر رو شروع کردی؛ اون هدف نهایی، سوختِ موتور اراده توئه.
3- تا وقتی ذهنت آماده نباشه، بدنت تغییر نمیکنه؛ با خودت مهربون باش و باور کن که لیاقتِ داشتن یک بدن سالم و قوی رو داری.