احسان هستم؛ کسی که زمانی عدد ۱۳۰ کیلوگرم را روی ترازو میدید و فکر میکرد این عدد هیچوقت پایینتر نخواهد آمد. اما امروز، بعد از ۱۲ ماه تلاش مداوم، به وزن ۹۴ کیلوگرم رسیدهام؛ یعنی ۳۶ کیلوگرم کاهش وزن. این فقط یک عدد نیست، بلکه داستانی از جنگیدن، امید، ناامیدی، و دوباره برخاستن است.
شروع مسیر برای من اصلاً آسان نبود. من فقط اضافه وزن نداشتم؛ بلکه با مشکلات جدی سلامتی هم دستوپنجه نرم میکردم. فیبروز شدید کبد داشتم، طحالم بزرگ شده بود و سطح کراتین خونم بالا بود. هر کدام از اینها بهتنهایی میتوانست زنگ خطری جدی باشد، چه برسد به اینکه همه با هم در بدنم وجود داشتند. روزهایی بود که حتی از آیندهام میترسیدم. اما همان ترس، جرقهای شد برای شروع تغییر.
تصمیم گرفتم که دیگر ادامه این مسیر را قبول نکنم. میدانستم که اگر همینطور پیش بروم، نهتنها کیفیت زندگیام پایینتر میآید، بلکه ممکن است فرصت زندگی سالم را هم از دست بدهم. به همین دلیل، با راهنمایی و رژیم اصولی دکتر کرمانی، مسیر جدیدی را آغاز کردم.
اوایل کار سخت بود. بدنم به عادتهای اشتباه سالها زندگی خو گرفته بود. تغییر رژیم غذایی، کنترل وعدهها، و پایبندی به برنامه، برایم مثل بالا رفتن از یک کوه بلند بود. اما یک نکته را خیلی زود فهمیدم: «هیچ تغییری بدون سختی به دست نمیآید.»
من یاد گرفتم که به جای عجله کردن، صبور باشم. هر کیلوگرمی که کم میکردم، برایم یک پیروزی بزرگ بود.
در طول این ۱۲ ماه، فقط وزنم کم نشد؛ بلکه زندگیام تغییر کرد. آزمایشهایم کمکم بهتر شدند. فیبروز کبدیام بهبود پیدا کرد، اندازه طحالم به حالت طبیعی نزدیک شد و سطح کراتین خونم کاهش یافت. هر بار که نتیجه آزمایش جدید را میدیدم، انگیزهام چند برابر میشد. این فقط کاهش وزن نبود؛ من داشتم سلامتیام را پس میگرفتم.
وزن اولیه: 130 کیلوگرم
وزن پایانی: 94 کیلوگرم
میزان کاهش وزن: 36 کیلوگرم
بزرگترین چیزی که در این مسیر یاد گرفتم، این بود که تغییر از درون شروع میشود. تا زمانی که خودت نخواهی، هیچ برنامهای، هیچ رژیمی و هیچ مربیای نمیتواند معجزه کند. اما وقتی تصمیم واقعی بگیری، همه چیز ممکن میشود.
روزهایی هم بود که خسته میشدم. وسوسه میشدم به عادتهای قبلی برگردم. اما هر بار به خودم یادآوری میکردم که چرا شروع کردم. به روزهایی فکر میکردم که از نفس افتادن سادهترین کارها برایم سخت بود. به نگرانیهایی که درباره سلامتیام داشتم. همین یادآوریها باعث میشد ادامه بدهم.
من در این مسیر فهمیدم که کاهش وزن فقط نخوردن نیست؛ بلکه درست خوردن است. یاد گرفتم که بدنم را دوست داشته باشم و به آن احترام بگذارم. هر غذایی که میخوردم، دیگر فقط برای سیر شدن نبود، بلکه برای سالمتر شدن بود.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، باورم نمیشود که همان آدم ۱۳۰ کیلویی هستم. نه فقط به خاطر تغییر ظاهری، بلکه به خاطر احساسی که دارم. اعتمادبهنفسم بیشتر شده، انرژی بیشتری دارم و مهمتر از همه، امید در زندگیام پررنگتر شده است.
اگر من توانستم، هر کسی میتواند. من نه ورزشکار حرفهای بودم، نه شرایط خاصی داشتم. فقط یک تصمیم گرفتم و به آن پایبند ماندم. این مسیر برای همه ممکن است، فقط کافی است شروع کنید و ادامه دهید.
توصیه من به همه کسانی که قصد کاهش وزن دارند این است که:
1- هیچوقت برای شروع دیر نیست؛ مهم این است که امروز تصمیم بگیرید، نه فردا.
2- تغییر واقعی آهسته اتفاق میافتد، اما ماندگار است؛ صبور باشید و ادامه دهید.
3- شما قویتر از آن چیزی هستید که فکر میکنید؛ فقط باید به خودتان فرصت اثبات بدهید.