حسین زارع منش هستم، ۳۰ ساله و ساکن تهران. اگر چند ماه پیش کسی به من میگفت که میتونم از وزن ۱۱۷ کیلوگرم به ۹۴ کیلوگرم برسم، شاید باورش برام سخت بود. نه اینکه دلم نخواد لاغر بشم؛ اتفاقاً بارها به کاهش وزن فکر کرده بودم. اما مثل خیلی از آدمها، همیشه شروع کردن یا ادامه دادن مسیر برام سخت بود.
امروز که به مسیر ۹ ماههای که پشت سر گذاشتم نگاه میکنم، میبینم کاهش ۲۳ کیلوگرم فقط کم شدن چند عدد روی ترازو نبود. این مسیر باعث شد نگاهم به غذا خوردن، سبک زندگی و حتی توانایی خودم برای رسیدن به هدف تغییر کنه.
در شروع مسیر کاهش وزنم ۱۱۷ کیلوگرم وزن داشتم. شاید برای خیلیها یک عدد روی ترازو چیز مهمی نباشه، اما برای من این عدد کمکم تبدیل شده بود به چیزی که در بخشهای مختلف زندگی احساسش میکردم.
گاهی لباسهایی که دوست داشتم، اندازهام نبودند. بعضی وقتها موقع انتخاب لباس، بیشتر از اینکه به سلیقهام فکر کنم، دنبال چیزی بودم که فقط اندازهام بشه. از طرف دیگه، وقتی وزن بالا میره، آدم ناخودآگاه بیشتر حواسش به ظاهر و شرایط بدنش هست.
اما مهمتر از همه این بود که احساس میکردم وقتشه یک تغییر جدی ایجاد کنم. نمیخواستم فقط چند روز رژیم بگیرم و بعد دوباره همهچیز به حالت قبل برگرده. دنبال روشی بودم که بتونم باهاش مسیر کاهش وزن رو قدمبهقدم ادامه بدم. همین شد که تصمیم گرفتم این بار جدیتر شروع کنم.
وزن اولیه: 117 کیلوگرم
وزن پایانی: 94 کیلوگرم
میزان کاهش وزن: 23 کیلوگرم
همه ما دوست داریم خیلی زود نتیجه بگیریم. دوست داریم چند روز بعد از شروع رژیم، تغییر بزرگی روی ترازو ببینیم و سریع به وزن ایدهآلمون برسیم. اما واقعیت اینه که مسیر واقعی، نیاز به زمان و استمرار داره.
رژیمی که من در این مسیر انتخاب کردم، فستینگ بود. چیزی که برای من اهمیت داشت این بود که بتونم برنامهای رو دنبال کنم که در زندگی روزمرهام قابل اجرا باشه.
به نظرم یکی از سختترین بخشهای کاهش وزن اینه که آدم برنامهای رو انتخاب کنه که فقط روی کاغذ خوب نباشه. چون بالاخره زندگی واقعی با شرایط مختلفی همراهه؛ کار، مهمونی، دورهمی، خستگی و روزهایی که شاید همهچیز طبق برنامه پیش نره.
من در طول مسیر یاد گرفتم که قرار نیست همهچیز همیشه صددرصد بینقص باشه. مهم اینه که هدف رو فراموش نکنیم و اگر یک روز شرایط اونطور که میخواستیم پیش نرفت، به جای کنار گذاشتن کل مسیر، دوباره به برنامه برگردیم.
فستینگ برای من تبدیل شد به روشی که تونستم در طول این ۹ ماه باهاش ادامه بدم و به مرور نتیجهاش رو ببینم.
وقتی کاهش وزن شروع میشه، فقط ترازو نیست که تغییر رو نشون میده. گاهی یک لباس که قبلاً تنگ بوده، کمی راحتتر میشه. گاهی وقتی خودت رو در آینه نگاه میکنی، متوجه تغییرات میشی. همین اتفاقهای کوچک میتونن انگیزه زیادی ایجاد کنن.
برای من هم دیدن تغییرات تدریجی باعث شد بیشتر به ادامه مسیر امیدوار بشم. هر بار که احساس میکردم نسبت به قبل جلوتر رفتم، بیشتر مطمئن میشدم که تصمیمم برای شروع درست بوده.
البته نمیخوام بگم همه روزهای این ۹ ماه راحت و بدون چالش بود. هر تغییری نیاز به سازگاری داره و طبیعیه که بعضی روزها سختتر از بقیه باشند. اما چیزی که کمکم کرد، این بود که هدفم رو فراموش نکنم.
شاید یکی از بهترین لحظات این مسیر، دیدن عدد ۹۴ کیلوگرم روی ترازو بود. از وزن شروعم، یعنی ۱۱۷ کیلوگرم، به این عدد رسیده بودم؛ یعنی در مجموع ۲۳ کیلوگرم کاهش وزن. برای من این عدد فقط یک رکورد نبود. پشت این ۲۳ کیلو، ۹ ماه تلاش، صبر و ادامه دادن وجود داشت.
توصیه من به همه کسانی که قصد کاهش وزن دارند اینه که:
1- باید از یک جایی شروع کنی و بعد، قدمبهقدم جلو بری.
2- مسیر مناسب خودت رو شروع کنی و برای ادامه دادن، صبر داشته باشی.
3- همین امروز شروع کن. شاید داستان کاهش وزن تو هم از همین یک قدم شروع بشه.