ثبت نام و دریافت رژیم غذایی راهنمای ثبت نام 32143-025

دو خواهر دوقلو با بیش از 100 کیلوگرم اختلاف وزن!

کلیپ، کلیپ های انگیزشی، گالری

مری و خواهرش روت دوقلو هستند اما با یه تفاوت فاحش! وزن مری 150 کیلوگرم هست و وزن روت، 54 کیلوگرم! اما چطور این همه تفاوت بین دو تا خواهر دوقلو ممکنه؟! مری میگه از سن 11 سالگی تفاوت سایزمون شروع شد و این همون چیزی بود که سال ها، اون رو اذیت می کرد.
مری و روت یه بار توی یه برنامه تلویزیونی حاضر شدند و مری درباره مشکلات چاقیش صحبت کرد. اما هیچکدوم اینها باعث نشد مری برای کاهش وزن تصمیم جدی بگیره. در واقع اون خیلی از این بابت ناراحت بود اما کاری براش نمی تونست انجام بده، تا اینکه تلخ ترین اتفاق زندگیش افتاد. اتفاقی که باعث شد مری تمام عزمش رو جزم کنه تا سلامتیش رو دوباره به دست بیاره…

اگه می خواید درباره مری و تصمیم سرنوشت سازش بیشتر بدونید، تماشای این ویدئو رو از دست ندید.

متن کامل ویدئو:

من 190 کیلو هستم و خواهر دوقلوم 54 کیلو مری و خواهر دو قلویش روت بسیار شبیه یکدیگر بودند. تا زمانی که حدودا 11 ساله شدند سایزهامون شروع به تغییر کرد من سنگین تر بودم و اون لاغرتر من در مرکز توجه قرار می گرفتم.

حتی توسط مادرم به عنوان خوشگلتره اون قُلِ بی نقص بود و من نبودم من بهش گفتم خیلی می خوری از اینکه می دیدم به عقب و جلو میره حالم بد می شد سوار ماشین و پیاده کردنش از ماشینم ساده نبود و وقتی میومد داخل خیلی خجالت آور بود نمی تونست روی صندلی جا بشه و روزی که مری به ملاقات روت سرکارش رفت در حالی که دوربین های ما این ملاقات را ضبط می کردند.

جا میشم؟ نمیدونم بزرگترین ترس هر انسان چاقی تبدیل به واقعیت شد مری در یک مکان عمومی صندلی را شکست آره شکسته متاسفم تقصیر تو نبود فردا درستش می کنم باشه؟ چه حسی داشت برات؟ اون چندش آور بود و باعث شد خجالت بکشم این واقعیت داره که تو ترجیح میدی تا سرحد مرگ چیزی نخوری ولی شبیه خواهرت نشی؟

بله درسته من اینو گفتم من درگیر مشکلات زیادی شدم آنورکسیا و بولیمیا ( بیماری اختلال تغذیه ) چون نمی خواستم شبیه اون بشم اما این نیست که من از وجودش احساس خجالت بکنم منظورم اینه که دوسش دارم اون خواهرمه مری تنها عضو این خانواده نبود که عذاب می کشید برای اولین بار پسر 13 ساله او کریس درباره دردی که به خاطر وزن مادرش پنهان کرده صحبت می کند.

مادرم خیلی غذا می خوره و باعث میشه ازش عصبانی بشم چون می دونی اون نمی تونه چیزی که داخل دهانش میزاره و چیزی که می خوره رو کنترل کنه از اونجا که مادرم بزرگ و چاقه نمی تونه با ما بازی و سواری کنه واقعا دوست داشتم باهات بیام همیشه می خواستم به مادرم بگم دست از خوردن بردار چون اگر ادامه بدی ممکنه بمیری و من نمی خوام بمیری چون مادرمی من هرگز اینو بهش نگفتم.

می دونستی که پسرت همچین حسی داره؟ نه نمی دونستم اینطوری فکر می کنه فکر کنم هر بچه ای ترسِ از دست دادن والدینش رو داره و وقتی مادرتو می بینی که تا سر حد مرگ می خوره می تونه یک ترس دائم باشه که باهات زندگی می کنه درسته کریس؟ بله اینطور که می بینم ناراحتت کرده بله ناراحتم کرده چون نمی خوام مادرم بمیره.

متاسفانه شش سال بعد از آن شو کریس پسر مری در یک حادثه تصادف درگذشت او تنها 19 سال داشت مرگ او مری را دچار افسردگی عمیقی کرد درست مانند هر مادری اما همان موقع آرزوی کریس برای مادرش الهام بخش او شد تا کاری کند که قبلا غیر ممکن می دید.

مری و خواهرش روت این به روز رسانی را از اوکلاهما برایمان فرستادند 29 ژانویه 2011 اونو توی یک تصادف ماشین از دست دادم من یک سال و نیم کنار تختم می نشستم فقط سعی می کردم حلش کنم می دونی وقتی بچت پاشو از در میزاره بیرون اصلا انتظار نداری آخرین باری باشه که می بینیش برای اولین بار در زندگیم کاری نمی تونستیم انجام بدیم نمی دونستم باید چه کار کنم همه کاری که می تونستم بکنم گرفتن دستاش و دراز کشیدن کنار روی تخت بود و به خاطر دارم اون بیدار می شد و دائم بهم می گفت این یه خوابه این یه خوابه و من مجبور بودم بهش بگم نه این یه خواب نیست.

و بعد من روپام ایستادم و گفتم دیگه کافیه باید کمک بگیرم و حالا وقت انجام کاریه که اون ازم می خواست انجام بدم اولین باری که رفتم روی تردمیل فکر کنم 30 ثانیه طول کشید حتی نمی تونستم نفس بکشم و حالا رسیدم به بالای 30 دقیقه این یک دستاورد بزرگه من عاشق ورزش کردنم تا جایی که بتونم ورزش می کنم می تونم نفس بکشم با برنامه غذایی سالم، ورزش کردن وزن کم کردم هفت ماه بعدش 56 کیلو کم کردم احساس خیلی خوبی دارم و من همچنان پیش میرم همچنان پیش میرم راه درازی پیش رو دارم اما همچنان ادامه میدم.

 

    به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*